تبليغاتX
قشنگ ترین اسمهای ایرانی

قشنگ ترین اسمهای ایرانی

اسمهای زیبا و اصیل ایرانی

نامهای تازی میان ایرانیان

نامهاي تازي ميان ايرانيان

 آماری که اخیرا در ایران منتشر شده است نشان می دهد کتابهای تاریخی که در ایران چاپ و پخش میشود حدود 40 درصد از بازار کتاب را به خود اختصاص داده است. یعنی ایرانیان توجه بسیار بالا و بزرگی به تاریخ و پیشینه و گذشته خود داشته و جستجوگر شناخت گذشته خود می‌باشند! هرچند در سالهای نخست انقلاب کتابهای دینی و بویژه اسلامی خریداران بسیاری داشت و پس ا زچندی دهها سازمان و تشکیلات دینی و دولتی هزاران هزار کتاب را از تاریخ اسلام و غیره چاپ کرده و بطور رایگان در اختیار مردم داخل وخارج از کشور قراردادند، اما خیلی زود مردم بسوی تاریخ گذشته خود روی آورده و کتابخوانی باستانی!! رایج شد! جدا از کتابخوانی باستانی، کتابهای بسیاری از تاریخ و تحلیل و نقد و تفسیر مسائل اسلامی بودند از زبانهای دیگر بویژه عربی ترجمه شد که نسبت به جو صددرصد شیعی سالهای قبل ، مردم با افکار و آراء مختلفی دررابطه با اسلام نیز آشنا شدند. همراه  و همزمان با این توجه ویژه به تاریخ کهن، ایرانی اندیشیدن و نام ایرانی برگزیدن نیز از سالهای 60 در ایران رشد کرد. بگونه‌ای که اینک حدود 45 درصد نامهایی که هموطنانمان در داخل کشور برای فرزندان خود انتخاب میکنند صددرصد ایرانی است ودرصد نامهای ایرانی درخارج از کشور به 65 درصد میرسد! بالارفتن رشد فکری مردمان ما طی این سالهای اخیر و تحمیل فراگیری زبان عربی در مدارس جمهوری اسلامی موجب شد تا هموطنان ما به ریشه و معنی برخی از نامهای غیرایرانی پی‌برده وتلاش کنند تا هر چه بیشتر از نامهای زیبا وپرمعنای ایرانی بهره ببرند و واقعاً طی قرنها نیاکان ما بخاطر آگاه نبودن از معنی‌ برخی از نامها، شاید ستمی تاریخی به فرزندان خود میکرده‌اند. البته چون زبان عربی زبان مادری مردم ما نبوده است و هجوم بیگانه موجب شده بود تا ناخودآگاه برخی از واژه‌ها و نامهای نادرست بر تاریخ و فرهنگ و جوامع و خانواده‌های ما تحمیل شود!

          مثلاً "غلام" نامی است  و یا شاید بهتر باشد بگوییم پیشوند برخی از نامهایی است که هرگز در زبان عربی از آن استفاده نمی شود. اما غلامعلی و غلامحسین و غیره درمیان ما ایرانیان بسیار رایج بوده است! هرگز یک عنصر عرب را نمی بینید که اورا غلام بنامند!  و این بدین خاطر است که اعراب معنی غلام را می‌دانند و ما نمیدانسته‌ایم. غلام از ریشه غلم می‌آید که به معنای بهره‌وری جنسی است! و غلام به پسربچه‌هایی می‌گفتند که اعراب از آنها استفاده جنسی می‌نموده‌اند! بغلط به ما گفته‌بودند که غلام یعنی نوکر وبرده و بنده! درصورتیکه درزبان عربی، عبد میشود برده و نوکر را خادم میگویند! غلام وکنیز همطراز و همراهند!!  از کنیزان نیز بهره جنسی وخانگی می‌برده‌اند و از غلام بچه ها نیز!!

          بسیاری از نامهای عربی که درمیان ما ایرانیان رایج است درمیان اعراب اصیل (عربستان سعودی، کشورهای خلیج پارس..) ابداً متداول نیست! هرچند امکان دارد که این نامها درمیان شیعیان مورد استفاده قرار بگیرد. آنهم بعنوان عشق وتعصب ویژه‌ای که نسبت به برخی از شخصیتهای تاریخ اسلام داشته و دارند. اما بدون شک اگر پدرومادری با ریشۀ این گونه نامها ومعنای آنها آشنایی میداشته‌اند هرگز نامهای نازیبا را بعشق شخصیتهای تاریخی برروی فرزندان خود نمی‌نهادند. با هم به معنی چندنام نگاهی می‌اندازیم که نتیجه سالها پژوهش و کنکاش می‌باشد:

          ام کلثوم: ام یعنی مادر و کلثوم به فرزند خیکی و چاق اطلاق میشود . حفصه: هسته خرما و یا زن سیاه و زشت . خدیجه: به سقط جنین شتر میگویند . بتول: زنی که هوس مرد و همخوابگی دارد.
سمیه: از سم می آید و به اندازه زهری که در چیزی باشد میگویند. سکینه: که مسکین نیز با این نام هم خانواده می‌باشد، به بانوی گدا و خوار و بیچاره میگویند . رقیه: که از ریشه رق می‌آید، به معنای افسون و جادو و نیرنگ است. عذرا: به هرآن چیزی که سوراخ نشده باشد میگویند. فاطمه: از فطم می‌آید و به بچه شتر ماده از شیرگرفته‌شده‌ میگویند. جعفر: ماده شتری که شیر بسیار داشته باشد. ذبیح: به هرچارپایی که گلویش را ببرند میگویند. ذبح شده یعنی گلو بریده . باقر: که از خانواده بقره می‌باشد به گاو نر چاق میگویند و اعراب جاهلی به کسی که خیلی چیز می‌فهمیده است نیز میگفته. باقرالعلوم یعنی طرف همچون گاو چیز میداند. عباس: از عبس می‌آید به معنای اخمو، ترشرو، ترسناک و بدخو. عثمان: بچه مار . کاظم: از کظم می‌آید و به معنای لال بودن، گنگ و بی‌زبان و خاموش . هاشم: به نان فروش دوره‌گرد می‌گفته اند!
حیدر: این نام مخلوطی است از عربی و پارسی، حی یعنی زنده و در یعنی دریدن! حیدر به کسی گفته اند که انسانها را زنده زنده پاره میکرده است. صغری: کوچک و پست و اصغر نیز از همین خانواده و ازریشه صغرا است، به معنای کوچکتر! البته نامهای دیگری چون کلب علی، کلب حسین و غیره نیز رایج بوده است که کلب یعنی سگ و کلب علی یعنی سگ علی و سگ حسین و غیره. اینها نمونه اندکی بود ازمعنی برخی از نامهای تازی که درمیان ما ایرانیان قرنها رایج است. ما کمتر از معنی آنها آگاه بوده ایم و کلاً این گونه نامها نوعی توهین وتحقیر بوده است برای هرعنصر ایرانی همچنانکه درقرنهای نخست هجوم تازیان به ایران، ما را برده و موالی میخواندند و خودشان را مولا! و براساس همین تفکر و اندیشه بودکه نامهای نازیبای عربی را نیز برما تحمیل کردند! همچنانکه با رایج نمودن واژه و لقب و یا عنوان آقا که عربی آن میشود سید!! به طور غلط به ما فهماندند که سید بودن یعنی نواده پیامبر اسلام بودن! یک پنجم درآمد هر ایرانی نیز در بست باید دراختیار تازیان قرار بگیرد و چون سید بودن یک برتری اجتماعی و اقتصادی را از آن دارنده این عنوان میکرد، تعداد سیدها نیز در تاریخ ما فراوان شد و تا به امروز برجای مانده است. کلاً نوعی تبعیض اجتماعی میان تازی و ایرانی برعنصر آزاده ایرانی تحمیل شده است!

           دررابطه با نادرست بودن نسبت این همه سیدها با پیامبر اسلام و نوادگان دختری ایشان (فرزندان فاطمه) اخیراً در ایران تحقیقاتی بعمل امده است که دفتر ولایت فقیه از انتشار آن جلوگیری نموده است. در این پژوهش آمده است که کلاً پیامبر اسلام پسری نداشت که بعنوان وارث ایشان تداوم بخش نسل ایشان باشد! خانم فاطمه همسر امام علی مادر امام حسین و امام حسن بوده‌اند. امروزه از تبار امام حسن را طباطبایی میخوانند و از تبار امام  حسین را حسینی، ثابت شده است که ریشه بسیاری از این خانواده‌ها به مدینه و فرزندان فاطمه نمی‌رسد. درهمین پژوهش و تحقیق تاریخی آمده است که سیدهای بسیاری باعنوان موسوی هستند که گفته میشود نوادگان امام موسی کاظم می‌باشند. چنانچه درتاریخ آمده است و همه مورخین نیز آنرا گواهی کرده‌اند، امام موسی هرگز همسری دائمی و عقدی نداشته است. زیرا ایشان از جوانی به زندان رفته است و درزندان نیز چشم از جهان فروبسته است. در این پژوهش آمده است که بسیاری از ثروتمندان و روسای قبایل و زورمندان وفرماندهان سپاه خود را سید خوانده گواهی‌نامه‌هایی را نیز تدوین نموده‌اند تا اولاً از موالی بودن به مولا شدن ترقی پیدا کنند و هم از عدم پرداخت خمس که یک پنجم درآمد بوده است بهره‌مند شوند و از آن سو یک پنجم درآمد دیگر ایرانیان را نیز از آن خود سازند.

برداشت از تارنگار وچ

+ نوشته شده در  85/12/03ساعت 1:26  توسط کوروش هخامنش  | 

پیشگفتار:

 

یکی از وظایف و مسولیتهایی که پدر و مادر نسبت به فرزندان خود دارند،انتخاب اسمی شایسته و زیبا برای آنهاست.این اسم هرچه در فرهنگ بومی آن سرزمین آشنا،پر معنی و روشن باشد پذیرش آن برای همگان راحت تر و قابل قبول تر است .خوشبختانه ایرانیها حس زیبائی شناسی و فرهنگ غنی خود را در انتخاب اسمهای نیکو و شایسته برای فرزندان نشان داده اند.در کشور ما از قدیم رسم بر این بوده  است که برای دختران اسمهایی که مفهوم لطافت،زیبایی،ظرافت،عطوفت و مهربانی دارند استفاده شود و برای پسران هم اسمهایی که مظهر قدرت ،شجاعت،پهلوانی و قهرمانی است بکار گرفته شود.مثلا در میان کردها(مادها) مرسوم است که اسم کوهها را بر پسران و دره ها و رودخانه ها و جنگل را بر دختران خود میگذارند.

 

در این مجموعه سعی بر این شده است که قشنگ ترین اسمهای ایرانی که حتی اقوام مختلف برای فرزندان خود انتخاب میکنند آورده شود.اسمها از میان فرهنگ و متون کلاسیک ادبیات فارسی انتخاب شده اند و سعی براین بوده است که اسمهایی با ریشه ،مفهوم و معنی روشن و شفاف باشند و دور از ذهن و بی معنی نباشند.اسمهایی که خوش آهنگ و خوش نوا باشند.و برای صدا کننده صفت زیبایی را به یاد آورند.از آنجا که بزرگان و سخنوران ما از گذشته های دور در شعر و نثر اسمهای زیبایی برای ما به یادگار گذاشته اند،ما نیز در اشاعه این فرهنگ به نسلهای بعد باید کوشا باشیم،لذا یکی از شیوه های مناسب انتخاب اسمهای قشنگ ایرانی و پارسی است.

 

مولوی در انتخاب اسم میگوید:

اسم خواندی رو مسمّا را بجو               مه به بالا دادن ، نه اندر آب جو

 

و نظامی گنجوی می فرماید:

سکه بر نقش نیکنامی بند              کز بلندی رسی به چرخ بلند

 

+ نوشته شده در  85/04/21ساعت 7:53  توسط کوروش هخامنش  | 

الف

نام

معنی و ریشه

دختر یا پسر

الف

آّبان

نام ایزد نگهبان در کیش زرتشت

پ

آبان دخت

نام زن داریوش سوم(شاه هخامنشی)- دختر آبان

د

آبتین

نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

پ

آتوسا

قدرت و توانمندی- دختر کوروش بزرگ و زن داریوش اول

د

آذر

آتش- ماه نهم سال شمسی

د

آذردخت

دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است

د

آذرنوش

شیرین و دل انگیز

د

آذین

زیور- طلق نصرت،تزئین، آرایش

پ

آراد

نام فرشته موکل روز 21 از ماه پنجم در آئین زرتشت

پ

آرزو

کام،مراد،معشوق،امید

د

آرش

درخشان،آفتاب،جد بزرگ اشکانیان

پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگر منوچهر

پ

آرشام

بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ(شاه هخامنشی)

پ

آرمان

آرزو – خواهش – امید

پ

آرمین

آرام گرفتن- پسر کیقباد پادشاه پیشدادی

پ

آرمیتا

آرامش یافته – کلمه ای که زرتشتی است.

د

آریا

آزاده ، نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد ایرانی(آریایی)

پ

آریافر

دارنده شکوه آریایی

پ

آریامهر

دارنده مهر ایران-از سرداران داریوش سوم

پ

آرین

سفید پوست اریایی

پ

آزاد

دلیر و بی باک ، رها

پ

آزرم

شرم ، مهر ، محبت

د

آزرمدخت

یکی از ملکه های ساسانی

د

آزیتا

آزاده

د

آفرین

تحسین و ستایش و شادباش،آفریننده

د

آکو

قله کوه،قبیله ای از کردها(نام کردی)

 

پ

آناهیتا

الهه آب

د

آونگ

شبنم – نام کردی

د

آهو

شاهد،معشوق،یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار

د

آیدا

شاد – ماه

د

آیدین

شفاف و روشن

پ

اتابک

پدر بزرگ- مربی کودکان و شاهزادگان

پ

اتسز

لاغر و استخوانی – از پاشاهان خوارزم

پ

اختر

ستاره – علم – درفش

د

اُرُد

خیر و برکت- فرشته نگهبان ثروت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی

پ

اردشیر

شیر زیبا – اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان

پ

اردوان

نام پادشاهان معروف اشکانی

پ

ارژن

درختی با چوب بسیار محکم (نامی کردی)

پ

ارژنگ

آرایش،کتاب مانی نقاش،دیوی که رستم در هفتخوان کشت

پ

ارسلان

شیر،دلیر و شجاع – نام پادشاه سلجوقی

پ

ارغوان

نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ

د

ارمغان

هدیه،تحفه،سوغات

د

اَرَنواز

نواز شده اهورا – دختر جمشید شاه پیشدادی

د

اِستر

ستاره – برادر زاده ی مردخای و زن خشایار شاه

د

اسفندیار

پاک آفریده شده – پسر گشتاسب که به دست رستم کشته شد

پ

اشکان

منسوب به اشک – بنیانگذار سلسله پارتها

پ

اشکبوس

پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد،اما به دست رستم کشته شد

پ

افسانه

داستان،سرگذشت،حکایت گذشتگان

د

افسون

سحر و جادو – حیله و تزویر

د

افشین

با همت

پ

امید

انتظار،آرزو

پ

انوش

استوار و جاوید – دخت مهرداد هشتم

د

انوشروان

دارنده روح جاویدان- لقب خسرو اول پادشاه ساسانی

پ

اورنگ

عقل و کیاست،تخت شاهی

پ

اورژن

شکست دهنده – دشمن برانداز

پ

اوستا

نام کتاب آسمانی دین زرتشت

پ

اهورا

صاحب ،فرمانروای دانا،خدای دین زرتشت

پ

ایاز

بزرگ و پاینده- نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی

پ

ایران

محل زندگی آریاییها

د

ایراندخت

دختر ایران

د

ایرج

یاری دهنده آریاییها – پسر فریدون،پادشاه و پهلوان ایرانی

پ

ایزد یار

کسی که خداوند یار اوست

پ

 

+ نوشته شده در  85/04/20ساعت 8:59  توسط کوروش هخامنش  | 

ب

ب

بابک

پدر کوچک،جد اردشیر،پسر ساسان

پ

باپوک

کولاک (نامی کردی)

پ

باربد

پرده دار،موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز

پ

بارمان

لایق – نام افسر افراسیاب

پ

بامداد

پگاه – سپیده دم – نام پدر مزدک

پ

بامشاد

کسی که در سحرگاهان شاد است – نوازنده مشهور دربار ساسانیان

پ

بانو

خانم،ملکه،لقب آناهیتا الهه نگهبان آب

د

بختیار

خوشبخت،خوش اقبال

د

برانوش

مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی ساخت

پ

بردیا

پسر کوروش بزرگ

پ

برزو

بلند قامت،پسر سهراب و نوه رستم دستان

پ

برزویه

طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله و دمنه از هندی به پهلوی

پ

برزین

بلند بالا و تنومند – از پهلوانان ایران-نام پسر گشتاسب

پ

برمک

از وزیران ساسانی – نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ

پ

بزرگمهر

خورشید بزگ-نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی

پ

بنفشه

گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی

د

بوژان

رشد کرده(نام کردی)

د

بویان

خوشبو(نام کردی)

د

بهادر

شجاع و دلاور

پ

بهار

شکوفه و گل – سه ماه اول سال شمسی

د

بهارک

بهار کوچولو

د

بهاره

بهاری

د

بهتاش

خوب و مانند

پ

بهداد

نیک آفریده شده

پ

بهرام

پیروز،ایزد پیروزی در آئین زرتشت،لقب برخی از پادشاهان ساسانی

پ

بهدیس

خوش رنگ،خوشگل

د

بهرخ

زیبا چهره،قشنگ

د

بهرنگ

خوش رنگ

پ

بهروز

خوشبخت،نیکبخت

پ

بهزاد

نیک نژاد،مینیاتوریست مشهور صفویان،نام اسب سیاوش

پ

بهشاد

خوشحال و شاد

د

بهمن

نیک اندیش،برف انبوه که از کوه فرو میریزد – جانشین اسفندیار

پ

بهناز

خوش ناز،با ناز،طناز

د

بهنام

نیک نام

پ

بهنود

سلامت عافیت

پ

بهنوش

کسی که نیک مینوشد

پ

بیتا

بی همتا ، بی مانند

د

بیژن

ترانه خوان،جنگجو – پسر گیو و دلداده منیژه

پ

 

+ نوشته شده در  85/04/19ساعت 9:3  توسط کوروش هخامنش  | 

پ

پ

پارسا

پاکدامن،زاهد

پ

پاکان

پاکها(نام کردی)

د

پاکتن

نیکوچهر،پاکیزه تن

پ

پاکدخت

دختر پاک

د

پافته آ

همسر ارتادس که مادها او را به کوروش هدیه کردند اما نپذیرفت.

د

پدرام

آراسته،نیکو،شاد

پ

پرتو

روشن،تابش

د

پرشنگ

تابش،آتش پاره

د

پرستو

پرنده مهاجر

د

پرویز

پیروز،لقب خسرو دوم پادشاه ساسانی

پ

پردیس

بهشت،باغ و بستان

د

پرهام

از اشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور

پ

پژمان

افسرده ، غمگین

پ

پژوا

بیم و هراس

د

پرنیا

پارچه حریر

د

پشنگ

میله آهنی – نام پدر افراسیاب

پ

پروانه

حشره ای زیبا که خود را به شعله میزند

د

پروین

ثریا – ستارگان کوچک نزدیک به هم

د

پری

فرشته،جن،همزاد

د

پریچهر

زیبا روی،نام زن جمشید شاه

د

پریدخت

دختر پری،همسر سام نریمان و مادر زال

د

پریسا

همچون پری

د

پرناز

پری نازدار

د

پریوش

پری روی،فرشته روی

د

پریا

کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه میگردد

د

پوپک

هدهد

د

پوران

جانشین،یادگار

د

پوراندخت

نام دختر خسرو پرویز

د

پوریا

پهلوان خوارزمی ملقب به پوریای ولی

پ

پولاد

آهن سخت و کوبیده،نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد

پ

پویا

رونده و دونده(نامی کردی)

پ

پونه

گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می روید(نعنای وحشی)

د

پیام

الهام،وحی،پیغام

پ

پیروز

کامیاب،فاتح-نام چند نفر از پادشاهان ساسانیپ

پ

پیمان

عهد،قول و قرار-عنوان اسامی مردان در پارسی دری

پ

 

+ نوشته شده در  85/04/18ساعت 9:6  توسط کوروش هخامنش  | 

ت

ت

تابان

تابنده،منور

د

تاباندخت

دختر تابناک

د

تاجی

تاجدار،نام و عنوانی در پارسی دری

د

تارا

ستاره

د

تاویار

آتشبان(نامی کردی)

پ

ترانه

زیبا و صاحب جمال،سرود،نغمه

د

تناز

نازنین،با ناز و کرشمه(نامی کردی)

د

توران

نام دختر خسرو پرویز-سرزمین تور

د

توراندخت

دختری از توران

د

تورج

دلاور،یکی از سه پسر فریدون شاه

پ

تورنگ

خروس صحرائی،قرقاول

پ

توفان

باد سخت

پ

توژال

برف اندک(نامی کردی)

د

تیرداد

داده تیر،اشک دوم پادشاه اشکانی

پ

تینا

گل(نامی کردی)

د

تینو

تشنه(نامی کردی)

د

 

+ نوشته شده در  85/04/17ساعت 9:9  توسط کوروش هخامنش  | 

ج

ج

جامان

سردار ایرانی یزدگرد

پ

جامین

اسم یکی از قهرمانان ایران زمین(نام کردی)

پ

جاماسب

وزیر گشتاسب که با دختر زرتشت ازدواج کرد

پ

جاوید

پایدار همیشگی

پ

جریره

نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد

د

جمشید

پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی

پ

جوان

برنا،دلیر،شاداب

پ

جویا

جوینده – پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد

پ

جهان

دنیا،عالم،گیتی،کیهان

پ

جهانبخت

شانس و اقبال جهان

پ

جهانبخش

بخشنده جهان

پ

جهاندار

نگهبان جهان

پ

جهانشاه

شاه جهان

پ

جهانگیر

فاتح جهان – نام پسر رستم

پ

جهان بانو

بانوی جهان،ملکه جهان

د

جهاندخت

دختر گیتی

د

جهان تاز

مایه فخر عالم

د

 

+ نوشته شده در  85/04/10ساعت 9:12  توسط کوروش هخامنش  | 

چ-ح-خ

چ-ح-خ

چابک

زرنگ،چالاک

پ

چالاک

سریع و زبر دست

پ

چاوش

پیشرو و پیش قراول کاروان

پ

چترا

چترا

پ

چوبین

کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان

پ

چهرزاد

نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کرد

د

خاوردخت

دختر مشرق زمین

د

خداداد

خدا داده

پ

خدایار

دوست خدا-فرمانروای بخارا بوده است

پ

خردادبه

خورشید داد

پ

خرم

شاد و خندان-پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است.

پ

خرمدخت

دختر شاد و خندان

د

خسرو

مشهور،نیک نام-لقب چند تن از پادشاهان ساسانی

پ

خشایار

قهرمان،نیرومند-پسر داریوش بزرگ هخامنشی

پ

خورشید

درخشنده،آفتاب

د

 

+ نوشته شده در  85/04/09ساعت 9:14  توسط کوروش هخامنش  | 

د-ر

د

دادمهر

زاده اتش-نام استاندار پارسی طبرستان

پ

دارا

مالدار،ثروتمند،از نامهای خداوند

پ

داراب

نام پسر بهمن پادشاه کیانی

شهری در استان پارس

پ

داریا

دارنده،از نامهایی که در اوستا آمده است

د

داریوش

نگهبان نیکی،فزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی

پ

دانوش

................

د

داور

حاکم عادل،قاضی

پ

دایان

ماما(نامی کردی)

د

دریا

...........

پ

دل آرا

محبوب و معشوق

د

دل آویز

دلچسب

د

دلارام

مایه آرامش دل-معشوقعه بهرام گور

د

دل افروز

مایه گرمی دل و انبساط خاطر

د

دل انگیز

گوارا،مطلوب

د

دلبر

برنده دل،یار و معشوق

د

دلبند

عزیز و گرامی

د

دلربا

رباینده دل،محبوب

د

دلشاد

شادمان و خوشحال

د

دلکش

دلربا

د

دلناز

آنکه فلب و دلش ناز است

د

دلنواز

مهربان،مشفق

د

دورشاسب

نام جد پنجم گرشاسب،دور از اسب پادشاه

پ

دنیا

عالم و گیتی

د

دیااگو

اولین پادشاه مادها د قرن هفتم پیش از میلاد

پ

دیانوش

............

پ

دیبا

پارچه ابریشمی رنگی،روی زیبا

د

دیبادخت

دختر زیبا،دختری همچون پرنیان

د

ر

رایو

نام گلی بهاری(نامی کردی)

پ

رابین

مشاور،معتمد(نامی کردی)

د

رادبانو

بانوی بخشنده و جوانمرد

پ

رادمان

نام سپهسالار خسروپرویز ساسانی

پ

رازبان

رازدار-عنوان مردان بزرگ در پارسی دری

د

راژانه

رازیانه(نامی کردی)

د

راسا

هموار و صاف(نامی کردی)

د

راشین

راه آبی،جویباری که از سبزه زار  میگذرد(نامی کردی)

پ

رامتین

آرامش تن-موسیقیدان عهد ساسانیان

پ

رامش

فراغت،آسودگی،راحتی،نام هیربد زرتشتی

د

رامشگر

خواننده و نوازنده،خنیاگر

پ

رامونا

نگهبان عاقل

د

رامیار

چوپان و گوسفند چران

پ

رامیلا

خدای بزرگ

د

رامین

معشوقه ویس،نام یکی از سرداران ایران

پ

راویار

شکارچی(نامی کردی)

پ

رژینا

مانند روز(نامی کردی)

د

رخپاک

دارای چهره پاک

پ

رخسار

چهره،سیما

د

رخشانه

منسوب به رخش

د

رخشنده

تابان،کنایه از خورشید است

د

رزمیار

رزمنده،مبارز

پ

رستم

تنومند و قوی اندام،جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه

پ

رکسانا

نورانی،روشن

د

روبینا

یاقوت سرخ

د

رودابه

فرزند تابان،زن پسر زا،نام قلعه ای در غرب ایران

د

روزبه

خوشبخت،بهروز،از موبدان بهرام گور ساسانی

پ

روشنک

مشعل دار،همچنین نام دارویی گیاهی است

د

روناک

روشن

د

رهام

نام پسر گودرز

پ

رهی

راهی شده،روان،مسافر

پ

ریبار

رهگذر(نامی کردی)

پ

راسپینا

پائیز،لغت زند و پازند

د

 

+ نوشته شده در  85/04/08ساعت 9:16  توسط کوروش هخامنش  | 

ز-ژ-س

ز-ژ

زادبخت

خوشبخت،خوش اقبال

پ